
اما تاریخچه نوشتن ترانه برروی ملودی درایران تقریبا با شروع موج نوترانه وگذر ازتصنیف وپیدایش آهنگسازان موفق پاپ آن دوران میباشد که البته تاثیر پذیری بسیاری از موسیقی غربی اواخر دهه هفتاد میلادی داشته اندبه طوری که اکثر آثار به نام وموفق آن دوران شامل همین قاعده میگردد اما همیشه بحث برسر مزایا معایب این نوع ترانه نویسی وجود داشته که من به اندازه دانسته هاو تجربیاتم آن رابا شما در میان میگذارم
بهترین مزیتی که برای سرایش برروی ملودی وجود دارد این است که شما با احساس یک ملودی وایجاد فضایی درذهنتان خودرابه دل موسیقی میسپارید وحس نشات گرفته ازآهنگ رابرچهارچوب وزن بیان میکنید
دوم اینکه ارتباط با آهنگساز وآشنایی باروحییات یک آهنگساز نیز تجربه جدیدی به شما میدهد ودر کل یک کار تیمی که من به شخصه بسیار موافق آنم تاکار انفرادی شکل میگیردمتاسفانه ماعادت به کار گروهی نداریم درحالی که درخلق یک اثر چندین نفر سهیم هستند اما؟
اما معایبی نیز درکار است اول اینکه این نوع ترانه نویسی بسیار سخت وطاقت فرسا بوده ودر ضمن کار هر ترانه سرایی نیست وتمرین بسیار میخواهد ونمونه های موفق فقط حاصل کار ترانه سرایان چیره دست میباشد دوم اینکه به علت پرش های وزنی ویا تغییر وزن بسیار در آهنگ ممکن است شما اصلا ترانه یک دستی نداشته باشید ومعمولا ترانه نوشته شده برروی کاغذ اگر همینطوری خوانده شود اصلا جذاب نیست
من به عنوان کسی که چهار پنج ترانه به این روش کار کرده ام اعتراف میکنم که بسیار کار سختی است همچنان که از چندین ترانه سرای به نام نیز این نظر راشنیده ام اما واقعیت این است که این اتفاق زمانی رخ میدهد که آهنگساز توانایی ساخت آهنگ برروی شعر راندارد یا برای خارج نشدن از حس در زمان ساخت آهنگ ترجیح میدهدابتدا اثر خود رابا حال وهوای خودش خلق کند وبعد ترانه برروی آن قرار گیرد من تجربه در این زمینه را به همه ترانه سرایان عزیز پیشنهاد میکنم چون باعث بیشتر آموختن وارتباط بیشتر با همکاران خواهد شد
در پایان امیدوارم با نظراتتان مراهمیاری نمایید ویک ترانه تقدیم شما میکنم والبته مثل همیشه ثبت شده ومجوز دارد
کی میگه دنیا قشنگه
دلم امشب باز گرفته واسه خوبی تنگه تنگه
توسرم یه دنیا درده همه جا صحبت جنگه
شعرمن به گل نشسته حرمت آدم شکسته
صلح وآرامش کجارفت چشاشو رودنیا بسته
پرخشم وپر کینه همه قلبا سنگه سنگه
چجوری بخونم ازعشق کی میگه دنیا قشنکه
سهم آدمای مظلوم جای نون سرب وفشنگه
ببینین کجا رسیدیم دنیامون مایه ننگه
تابه کی کشتن وکشتن بنده قدرت وثروت
روحمون پر از سیاهی جای عشق نشسته نفرت
آدما بیاید بسازیم زمینی پر از ترانه
بگیریم دستای هم رو بانگاهی عاشقانه
یاد جمله زنده یاد حسین پناهی افتادم : ای کاش آنروز هرگز از درخت انجیر پایین نیامده بودم
تمام حقوق این وبلاگ محفوظ است. استفاده از مطالب این وبلاگ، تنها با ذکر نام نویسنده و آدرس وبلاگ فضای درون مجاز است.